تکنیک های جذب مشتری از روانشناسی تا بازاریابی

روانشناسی فروش

گروه مارکتینگ در سازمان کسب و کار در راستای اجرای تکنیک های جذب مشتری از طریق تلویزیون، روزنامه، مجلات، وب سایت های فعال و از همه مهم تر شبکه های اجتماعی، هزینه زیادی را به معرفی محصولات و یا خدمات خود و جلب نظر مشتری ها اختصاص می دهد. تمام این تلاش ها، انرژی و زمان به کار گرفته شده در جهت هدف گیری پاسخ روانی مشتریان خواهد بود. در واقع تبلیغات به طور مستقیم با بخشی از ذهن مخاطب بازی می کنند که مسئول کنترل احساسات و عواطف است. بدین ترتیب تمرکز اصلی بازاریابی حرفه ای، متقاعد سازی مشتری برای خرید محصول و یا انتخاب خدمتی محسوب می شود که حتی ممکن است نیاز ضروری به آن نداشته باشد.

استفاده از اصول روانشناسی به عنوان تکنیک های جذب مشتری

درصد زیادی از متخصصین بازاریابی، مطالعات آکادمیک روانشناسی ندارند، اما در برخورد با مشتریان به صورت ناخودآگاه از تکنیک های این رشته استفاده می کنند. البته این موضوع به معنای فریب دادن مخاطبان نیست بلکه بازاریاب های هوشمند و ماهر، از علم روانشناسی کاملا قانونی و اخلاقی برای جلب توجه مشتری بهره برداری خواهند کرد. بر این اساس چهار روش اصلی وجود دارد که در ادامه به توضیح آن ها می پردازیم.

 

روانشناسی-فروش

 

۱- استفاده از ایده های احساسی:

مطالعات مختلف نشان داده است که بازاریابی یک محصول، بسیار بیشتر از طریق مزایایی که برای مشتری به همراه دارد موفق عمل خواهد کرد  تا معرفی اجزا و یا کیفیت مواد آن. در این راستا استراتژیک ترین روش، تاکید بر نقاط ضعف و کاستی ها است. زمانی که نقاط ضعف خود را برای مشتری شفاف سازی می کنید، از ایده ای احساسی کمک گرفته اید که در نهایت منجر به ایجاد اعتماد در مشتری می شود.

۲- تجدید نظر در روش رقابت با سایر کسب و کارهای کوچک:

بدون آن که نیازی به یک رقابت طاقت فرسا با سایر کسب و کار های دیگر وجود داشته باشد، تنها می توانید بر نقاط تمایز محصولات و یا خدمات خود تمرکز کنید. در گام بعدی به معرفی تاثیرات مهم و مفید محصول مورد نظر بر زندگی مشتری بپردازید.

۳- انتقال حس انحصار به مشتری:

برای آن که بتوانید در زمینه فروش محصولات کسب و کار خود خوب وارد عمل شوید، باید قادر به انتقال نوعی حس انحصار در مشتریان خود باشید. منظور از انحصار در این مورد چیست؟ یکی از اصول روانشناسی تجاری برای جلب نظر مخاطب، منحصر به فرد جلوه دادن یک محصول و یا خدمت است. زمانی که مشتری فکر کند  که محصول مورد نظر خود را تنها می تواند از طریق کسب و کار شما تامین کند، در القای حس انحصار موفق بوده اید.

۴- القای حس شک و تردید در مشتری:

چهارمین روش، القای نوعی حس ترس و تردید در مشتری است. تاکنون به تبلیغات حراج ها توجه کرده اید؟ “تنها دو ساعت فرصت باقیست!”، “این فرصت طلایی را از دست ندهید!”، “چنین فرصتی دیگر تکرار نخواهد شد!”. هدف اصلی این جملات همگی انتقال حس عدم قطعیت به مشتری است. این روش کمک می کند تا مخاطب با سرعت بیشتری وارد عمل شده و محصول مورد نظر شما را خریداری کند.

هر کدام از این راه ها نشانگر ارتباط عمیق میان بازاریابی و روانشناسی است. تنها حقه ای که در این امر وجود دارد، یافتن مشتریان بالقوه ای است که در مورد کسب و کار شما متفاوت فکر می کنند. از طرف دیگر اکثر کسب و کارها و به ویژه انواع تازه تاسیس، ترجیح می دهند از تکنیک های بازاریابی مرسوم و آن هایی که به اصطلاح امتحان خود را پس داده اند استفاده کنند. این در حالی است که دسته ای دیگر روش منحصر به فرد خود را توسعه می دهند. توصیه می شود در ابتدا با متدهای کار شده شروع کرده و به تدریج فوت و فن جادویی خود را وارد میدان رقابت کنید. می توان گفت که در تمامی روش های توسعه یافته و یا در حال توسعه، تمرکز بر پاسخ های عاطفی مشتریان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

در واقع اگر مغز یک جنبه احساسی نیز علاوه بر منطق خود نداشت، ۹۹ درصد تکنیک های جذب مشتری راهی جز شکست پیش روی خود نداشتند. در نتیجه به عنوان مدیری آگاه و خردمند، باید بیشترین بهره برداری را از تعامل راهبردی میان اصول روانشناسی و بازاریابی داشته باشید.

این مطالب رو هم پیشنهاد می‌کنیم ببینید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *